تبليغاتX
..:: فقط خنده ::..

engineercomputer

مهندس

engineercomputer

http://engineercomputer.blogfa.com

..:: فقط خنده ::..

..:: فقط خنده ::..

..:: فقط خنده ::..

سلام دوست عزيز .
گفتي وبلاگم قشنگه؟؟؟؟ اينو كه ميدونم
نظر يادت نره
ممنون تفریح ، جوک ، اس ام اس ، عكس بازيگران

..:: فقط خنده ::..

Welcome To My Site
Set Homepage | Add To Favorite
نام کاربری:
کلمه عبور:
درباره وب
آخرین مطالب
آرشیو ماهانه
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
لینک دوستان
تبلیغات متنی


مکان تبلیغات شما

شما می توانید با کمترین هزینه در این مکان تبلیغ خود را قرار دهید.


قالب وبلاگ » بلاگفا، میهن بلاگ و پرشین ب

به زور بخند 16
مرتبط با:

چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم!

 

 واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد


به زور بخند 15
مرتبط با:

قوچعلی میره جبهه فرداش بر میگرده میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته ها

 

 به قصد کشت تفنگ بازی میکردن.

 


به زور بخند 14
مرتبط با:

رييس بيمارستان از دکتر مي پرسه: عمل چه طور بود.دکتر

 

 هم مي گه: مگه براي کالبد شکافي نياورده بودينش!!


به زور بخند 13
مرتبط با:

به قوچعلی ميگن: اگه آب نبود چه اتفاقي مي‌افتاد؟ ميگه: ما شنا

 

ياد نمي‌گرفتيم در نتيجه غرق ميشديم.


به زور بخند 12
مرتبط با:

پنج نوع كردن داريم: بازي كردن، پرتاب كردن،

 

مسخره كردن، شوخي كردن، بسوزه دماغ اونايي كه فكر بد كردن

 


به زور بخند 11
مرتبط با:

یه لره میاد تهران میبینه همه استین کوتاه پوشیدن.میگه ای بابا پس اینا چه جوری دماغشونو پاك ميكنن


به زور بخند 10
مرتبط با:

تو قزوین صف نون ایستاده بودند، سیم برق می افته روی نفر

 

 اول همه صف رو برق میگیره

 


به زور بخند 9
مرتبط با:

يه روز يه پسره مياد خونه به مادرش ميگه:واي..مامان اقا رضا

 

خواهرمو بوس كرد,


مامان:اشكالي نداره مامان اونا ميخوان باهم ازدواج كنن


پسره:پس بابام ومنشيش كي ميخوان ازدواج كنن؟

 


به زور بخند 8
مرتبط با:
از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميکروب ها را غافلگير کنم.»

 

اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:
« اين جا چهار راه سعدي است؟»
شاگرد راننده گفت:« نخير، اين جا ستون فقرات بنده است.»

 

معلم:« ناصر! اگر حميد ۵ تا مداد داشته باشد و ۳ تاي آن را به رضا بدهد، چند تا مداد برايش مي ماند؟»
ناصر:« آقا اجازه! ما حميد را نمي شناسيم و کاري هم به کارش نداريم.»

 

 

مردي به مطب پزشک رفت و گفت: «آقاي دکتر! چند وقتي است که بيماري فراموشي گرفته ام. چه کار کنم؟»
پزشک:« اول بهتر است تا فراموش نکرده اي، ويزيت مرا بدهي.»

 

 

زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي کرد. روزي گفت: مردم راست گفته اند که داراي عقل سالم و درستي هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به کار نمي بري به همين دليل سالم مانده است

 

 

اولي: «يک روز توپم را شوت کردم، رفت کره ماه، خورد توي سر يک نفر و برگشت.»
دومي: «عجب! پس آن توپي را که خورد توي سرم تو شوت کرده بودي؟»

 

صاحب خانه:« آي کمک، کمک! دزد!»
دزد:« داد نزن بابا! کمک لازم نيست،  من با خودم چند نفر آورده ام.»



به زور بخند 7
مرتبط با:
   پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

به زور بخند 6
مرتبط با:

به یارو میگن : آمریکا میخواد حمله کنه ...

 میگه : خاک بر سرمون شد ، حالا کی میخواد جلوی آرنولد رو بگیره ؟؟؟


به زور بخند 5
مرتبط با:

 

قدرت ديد خانومها :

 يک تار مو را روی کت شوهرشون ميبينن ،

 اما يه تير چراغ برق را هنگام رانندگی نميبينن !!!

 

 


به زور بخند 1
مرتبط با:
 

طزرطزرط               زرطزرطز    رطزر    زبسیبطظ    زرطظزرر    ررررررر    ررررررر 

ظطزظظظظظظظظظظ  ظظظظظ   ظظظظظظظظ ظظظظظظظظط                زززززززز

به يه نفر ميگن داري پدر ميشي گفت به زنم نگيد ميخوام غافلگيرش كنم


به زور بخند 2
مرتبط با: